پادشاهی اشکانیان  [صفحه 1]
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
کنون پادشاه جهان را ستایسرافراز محمود فرخنده​رایجهاندار ابوالقاسم پر خردهمی باد تا جاودان شاد دلشهنشاه ایران و زابلستانبرو آفرین باد و بر لشکرشجهاندار سالار او میر نصردریغش نیاید ز بخشیدن ایچچو جنگ آیدش پیش جنگ آوردبرآنکس که بخشش کند گنج خویشجهان تاجهاندار محمود بادسپهدار چون بوالمظفر بودکه پیروز نامست و پیروزبختهمیشه تن شاه بی​رنج بادهمیدون سپهدار او شاد بادچنین تا به پایست گردان سپهرپدر بر پدر بر پسر بر پسرگذشته ز شوال ده با چهارکزین مژده دادیم رسم خراجکه سالی خراجی نخواهند بیشبدین عهد نوشین​روان تازه شدچو آمد بران روزگاری درازببینی بدین داد و نیکی گمانکه هرگز نگردد کهن بر برشسرش سبز باد و تنش بی​گزندندارد کسی خوار فال مرانگه کن که این نامه تا جاودانبماند بسی روزگاران چنینچنین گفت نوشین روان قبادکند چرخ منشور او را سپاهبه رزم و به بزم و به دانش گرایکزویست نام بزرگی به جایکه رایش همی از خرد برخوردز رنج و ز غم گشته آزاد دلز قنوج تا مرز کابلستانچه بر خویش و بر دوده و کشورشکزو شادمانست گردنده عصرنه آرام گیرد به روز بیسچسر شهریاران به چنگ آوردببخشد نه​اندیشد از رنج خویشوزو بخشش و داد موجود بادسرلشکر از ماه برتر بودهمی بگذرد تیر او بر درختنشستش همه بر سر گنج باددلش روشن و گنجش آباد بادازین تخمه هرگز مبراد مهرهمه تاجدارند و پیروزگریکی آفرین باد بر شهریارکه فرمان بد از شاه با فر و تاجز دین​دار بیدار وز مرد کیشهمه کار بر دیگر اندازه شدهمی بفگند چادر داد بازکه او خلعتی یابد از آسمانبماند کلاه کیان بر سرشمنش برگذشته ز چرخ بلندکجا بشمرد ماه و سال مرادرفشی بود بر سر بخردانکه خوانند هرکس برو آفرینکه چون شاه را دل بپیچد ز دادستاره نخواند ورا نیز شاه
1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  26  پسین

  Home   Browse   Search pattern   Search